حبيب الله الهاشمي الخوئي

269

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

پس دنيا هجوم آورنده بود بر أهل خود ، وعبوس بود در روى طالبان خود ، ميوهء أو فتنه بود ، وطعام أو جيفهء ، وپوشش أو ترس بود از دشمنان ، ولباس بيرونى أو شمشير برّان ، پس عبرت برداريد اى بندگان خدا وياد آوريد آن حالت را كه بود پدران شما وبرادران شما بسبب آن حالت مرهون ومحبوس ، وبجهت آن محاسب ومأخوذ ، وقسم بزندگانى خود كه دير نشده است بشما ونه بايشان عهدها وزمانها ، ونگذشته است در ما بين شما وايشان روزگارها وقرنها ، وينستيد شما امروز از روزى كه بوديد در پشتهاى ايشان دور ، يعنى مدتي نيست كه شما در أصلاب آباء خود بوديد ايشان با ساير خويشان از شما مفارقت كردند وشما هم در اندك زماني بايشان ملحق خواهيد شد . بخدا سوگند كه نشنوانيد بشما رسول خدا عليه التّحية والثناء چيزى را مگر اين كه من شنواننده أم بشما آنرا ، ونيست سمعهاى شما امروز كم از سمعهاى ايشان ديروز ، وشكافته نشد ايشان را ديده ها ، وگردانيده نشد ايشان را قلبها در آن زمان مگر اين كه عطا شديد شما مثل آنرا در اين زمان . وبخدا قسم كه نموده نشديد شما بعد از ايشان چيزى را كه ايشان جاهل آن بوده باشند ، وبرگزيده نشديد بچيزى در حالتي كه ايشان محروم بوده باشند از أو ، وبتحقيق كه فرود آمد بشما بلاها در حالتي كه جولان كننده است مهار آن ، سست بي ثبات است تنك آن ، پس مغرور نسازد شما را آنچه كه صباح كرد در آن أهل غرور وأرباب شرور ، پس اينست وجز اين نيست كه آن دنيا سايه ايست كشيده شده تا مدت شمرده شده ، مشحون بأنواع قصور ومحتوى بكمال ضعف وفتور . ومن خطبة له عليه السّلام وهى التاسعة والثمانون من المختار في باب الخطب الحمد للَّه المعروف من غير رؤية ، والخالق من غير رويّة ، الَّذي